افسونک

افسونک
ورود شما به افسونک را خیر مقدم عرض می نماییم.
به دلیل بروز بودن سایت لطفا از سایر صفحات وب هم دیدن نمایید.

تبلیغات هزینه نیست بلکه زمینه سازی برای معرفی وب خود به دیگران و درآمد زایی برای شماست .

نويسندگان
علیرضا
تبلیغات



پارتی دختران و پسران در پارک جنگلی لو رفت


 

  • پارتی دختران و پسران در پارک جنگلی لو رفت

    پارتی دختران و پسران در پارک جنگلی لو رفت

    پارتی دختران و پسران در پارک جنگلی لو رفت 

    در نواحی غرب تهران و در منطقه سرخه حصار که پارک جنگلی دارد دختران و پسران پارتی بزرگی برگزار کردند که لو رفت و پلیس ماجرا را فهمید. متهم پرونده از طریق شبکه‌های اجتماعی در فضای مجازی اقدام به نشر فراخوان های مراسمات خود نموده و با دریافت تیکت صد هزار تومانی از نفرات شرکت کننده بصورت شبکه ای اقدام به برگزاری این جشن نموده است.

    بسیج سپاه حضرت محمد رسول الله (ص) تهران بزرگ با اخذ دستور مقام قضایی، طی عملیاتی اقدام به دستگیری بیش از 60 دختر و پسر نیمه عریان در پارتی شبانه در پارک جنگلی سرخه حصار تهران کردند.
    پارتی دختران و پسران در پارک جنگلی لو رفتدختران حاضر در این پارتی بصورت نیمه برهنه و در یک سفره خانه بین راهی حضور یافته و ضمن شرب خمر، اقدام به رقص و پایکوبی نموده بودند که با حکم معاون دادستان شهر تهران دستگیر گردیدند.در این جشن بیش از 25 لیتر مشروبات الکلی از انواع مشروبات الکلی خارجی و مقادیری مواد مخدر کشف و ضبط شد.

    متهم اصلی برگزاری این پارتی فردی بنام «فریبرز _ گ» بوده که طی هفته گذشته از زندان به جرم ایجاد و برقراری پارتی های شبانه و استخر پارتی به تازگی با قرار وثیقه آزاد گردیده است.متهم پرونده از طریق شبکه‌های اجتماعی در فضای مجازی اقدام به نشر فراخوان های مراسمات خود نموده و با دریافت تیکت صد هزار تومانی از نفرات شرکت کننده بصورت شبکه ای اقدام به برگزاری این جشن نموده است.

     


تاريخ : شنبه ۳٠ امرداد ،۱۳٩٥ ساعت: ٩:۱٩ ‎ب.ظ ا نویسنده : علیرضا ا نظرات ()
تگ ها : عکس ، تصاویر ، ایران ، پارس



دیده شدن بشقاب پرنده در آسمان تهران +عکس


 

  • دیده شدن بشقاب پرنده در آسمان تهران +عکس

    دیده شدن بشقاب پرنده در آسمان تهران +عکس

    دیده شدن بشقاب پرنده در آسمان تهران +عکس 

    بسیاری از اخبار در جهان هستند که وجود بشقاب پرنده ها را به تصویر کشیده اند اما یکی از این اخبار در اسمان تهران اتفاق افتاده است و مستندات آن هم در این مطلب موجود است. یوفو در تهران؟! هرگاه سخن از اشیای ناشناس پرنده یا همان یوفوها به میان می آید، ناخودآگاه ذهن ما به سمت آمریکا و مشاهدات یوفوها در این کشور گرایش پیدا می کند.

    این نگرش تا حدی است که برای بسیاری از افراد این پرسش مطرح است که چرا مشاهدات یوفوها فقط در آمریکا رخ می هد و همین موضوع باعث شده تا خیلی ها عقیده داشته باشند که داستان ماشین های پرنده فرازمینی ها، احتمالا ابزارهای پیشرفته و سری ساخت ایالات متحده و یا توهمات واهی مردم این کشور باشند.

    دیده شدن بشقاب پرنده در آسمان تهران +عکس

    اگر شما هم اینگونه فکر می کنید، بهتر است دست نگه دارید، چرا که همین جا در تهران خودمان یکی از 10 حادثه برتر مربوط به مشاهده اشیای پرنده ناشناس در جهان رخ داده است.حادثه ای که هواپیماهای جنگده ارتش ایران تا مرز درگیری با یک یوفو در آن پیش رفتند.

    یوفو چیست؟

    اگر هنوز با واژه یوفو آشنایی ندارید بهتر است بدانید ؛ اشیای ناشناس پرنده یا یوفو (به انگلیسی: Unidentified flying object | UFO) اصطلاح رایج برای هر پدیدهٔ هوایی است که علت آن نمی‌تواند به‌آسانی و یا بلافاصله توسط ناظر شناخته شود.در فرهنگ عامه غالباً اصطلاح یوفو را به‌عنوان یک مترادف برای فضاپیمای بیگانگان استفاده می‌کنند.

    روز جهانی یوفو

    امروز دوم جولای، مصادف با حادثه رازول (پر سروصداترین حادثه سقوط بشقاب پرنده تاریخ ) است و یوفولوژیست ها این تاریخ را روز جهانی یوفو نام گذاری کرده اند.به همین بهانه در این مقاله به بررسی یکی از 10 پرونده برتر و مرموز اشیای ناشناس پرنده در جهان که همینجا در کشور خودمان رخ داده است می پردازیم.

    یوفو در تهران

    آخرین روزهای تابستان در تهران بود وسرما کم کم از راه می رسید اما یک اتفاق عجیب آسمان شب پایتخت را به شدت داغ کرد، تعقیب و گریزی هوایی که به یکی از مهم ترین اتفاقات رخ داده در ایران و تاریخ یوفوها تبدیل شد. دوفانتوم F4 درتعقیب شیء عجیب و ناشناسی که در آسمان دیده شده بود،

    از همدان راهی تهران شدند. این شیء نورانی که رنگ های سبز، آبی، قرمز و نارنجی اش به وضوح دیده می شد، هیچ شباهتی به پرنده های زمینی شناخته شده نداشت؛ آیا واقعا یک ماشین پرنده مطعلق به موجودات فرازمینی بود ؟ بله اینبار یوفو در تهران خودمان!!

    19 سپتامبر 1976 (28 شهریور ماه 1355 شمسی) تهران – ایران

    دیده شدن بشقاب پرنده در آسمان تهران +عکس

    ماجرا به 40 سال قبل برمی گردد، 28 شهریور سال 1355. آن سال ها کمتر ماموریتی به نیروی هوایی محول می شد هر شب فقط یک پایگاه هوایی در آماده باش به سر می برد، مگر آنکه هواپیمایی بی خبر وارد مرزهای ایران می شد. آن وقت فانتوم های نیروی هوایی ماموریت پیدا می کردند تا این پرنده های غیر قانونی را از مرزهای ایران بیرون کنند.

    اما آن شب با بقیه شب ها فرق داشت. در پایگاه هوایی شاهرخی همدان (شهید نوژه فعلی) همه چیز آرام و ساکت بود.خلبان عزیزخانی آن شب هم مثل بقیه شب ها در آماده باشی ساکت و آرام به سر می برد که ناگهان آلارم وضعیت اضطراری به صدا درآمد. او به سرعت خودش را به هواپیما رساند

    و در حالی که می دوید، فکر کرد که باز هم باید شر یک مزاحم را از مرزهای ایران کم کند. اما این بار قضیه فرق می کرد؛ مزاحم هوایی نه تنها از مرزهای ایران رد شده بود بلکه یکراست سر از پایتخت درآورده بود: «وقتی زنگ آلارم زده شد، اول فکر کردم باید به سمت مرز بروم اما وقتی دستور دادند

    که با سرعت به سمت تهران پرواز کنم، فهمیدم باید اتفاق عجیبی افتاده باشد.» خلبان عزیزخانی درست حدس زده بود. اما در تهران چه اتفاق افتاده بود که او باید خودش را خیلی زود به آنجا می رساند؟

    آغاز گزارش های مردمی به برج مراقبت فرودگاه مهرآباد

    در آن زمان حسین پیروزی مسؤول وقت برج مراقبت فرودگاه مهرآباد تهران بود.در ادامه وقایع آن شب را که به سبک داستانی تهیه شده است، از زبان وی مطالعه خواهید کرد: ««ساعت 11-10 شب بود که یک خانم زنگ زده و گفت با مسؤول برج کار دارم .

    بعد از اینکه من گوشی را برداشتم، گفت یک چیزی در آسمان بالای خانه اش ایستاده که مثل موتور ماشین، چهار پره و هشت پره می شود. گفتم خانه شما کجاست؟ گفت کنار بولینگ عبدو- که آن موقع در جاده شمیران بود- در انتهای خیابان شریعتی. گفتم ما در شمال شرق تهران پروازی نداریم،

    اگر باز هم مزاحمتی ایجاد شده به من زنگ بزنید. یک ساعت بعد یک خانم دیگر زنگ زد و گفت در آسمان بالای سینمای مولن روژ (که در همان حوالی بود)، چیز مشکوکی می بیند، اما ماجرا به همین جا تمام نشد چون چند دقیقه بعد، آقایی از سید خندان زنگ زد و یک خانم دیگر هم از همان حوالی شرق تهران.

    وقتی تعداد تماس ها زیاد شد. من شک کردم که نکند واقعا خبری باشد. بالاخره این همه آدم که بی دلیل زنگ نمی زنند.»حسین پیروزی لحظه ای سکوت می کند، چهره اش را در هم می کشد و بعد با اطمینان می گوید: «حتی یادم می آید از یکی از آنها پرسیدم چرا به پلیس زنگ نزدید و شماره اینجا را گرفتید؟

    و آن خانم در جواب گفت برادرش خلبان است و به او گفته مسؤولیت هر چیزی که در آسمان پرواز می کند، برعهده برج مراقبت فرودگاه است. جواب آن خانم بود که من را به شک فرو برد، شاید واقعاً آنها حق داشتند. دوربین را برداشتم و به بالکن رفتم و آن وقت بود که شئ نورانی را در آسمان دیدم و در همان نگاه اول فهمیدم که نمی تواتد هواپیما باشد.»

    پیروزی شیء پرنده را اینگونه توصیف می کند: «نورش مثل لامپ فلورسنت بود.وسط آن نور قرمز چشمک می زد و دو طرف آن نور آبی دیده می شد.رنگ آبی آن بسیار خیره کننده بود.درهمان حالی که نگاهش می کردم شبیه به ماهی حلوایی به رنگ سرخ آتشی شد.بعد هم به شکل های مختلف مثل ستاره دریایی و یا دایره و با رنگ های نارنجی،زرد،سبز و بنفش دیده شد.

    یک لحظه بعد هم ناپدید شد که ناگهان متوجه شدم از شمال تهران به طرف جنوبی ترین نقطه تهران رفته است.آنقدر به سرعت جا به جا می شد که نمی توانستیم حرکت آن را ببینیم.به طوری که در ابتدا به همراه همکارانم فکر کردیم که دو یا سه جسم هستند.اما بعد متوجه شدیم یک جسم بزرگ و سریع است.

    مدتی بعد روی کوه های بی بی شهربانو ثابت ایستاد.از فرودگاه مهرآباد که من نگاه می کردم تقریبا شمال شرق تهران بود اما آن چنان نورش زیاد بود که نشخیص اندازه دقیق آن غیر ممکن بود.مثل ماشینی که با نور بالا از رو به رو می آید و در ابتدا نمی توان اندازه آن را تسخیص داد.با اینکه ارتفاعش مدام تغییر می کرد ولی فکر می کنم طولش 20 متر بود.»

    نیروی هوایی ارتش وارد ماجرا می شود (خفاش 1)

    وقتی فرمانده وقت نیروی هوایی ارتش می گوید بعد از 20 سال خلبانی، این عجیب ترین چیزی بوده که به چشم دیده، می توان نتیجه گرفت که این اتفاق واقعا یکی از عجیب ترین رویدادهای آسمان ایران بوده است.البته تیمساریوسفی- فرمانده وقت نیروی هوایی- به همین سادگی ها این حرف را نمی زند

    چون وقتی حسین پیروزی ماجرای تلفن های مردم را برای او تعریف می کند: «به تیمسار گفتم ما اینجا الان 16-15 نفر هستیم و همگی آن را می بینیم. این طوری بود که تیمسار به خودش زحمت داد و رفت روی پشت بام تا ببیند ماجرا از چه قرار است.»

    مسؤول آن سال های برج مراقبت فرودگاه مهرآباد ادامه می دهد: «وقتی تیمسار هم با چشم های خودش آنها را دید، دستور داد که جت ها از پایگاه آماده باش برای شناسایی این اشیای پرنده ناشناس بلند شوند.»

    شروع عملیات تعقیب و گریز در آسمان پایتخت

    مهرآباد: «عصر به خیر، خفاش 1»

    خفاش 1: «عصر به خیر، مهرآباد. من در مسیر هستم و آماده.»

    اولین جتی که به قصد تعقیب یوفو در تهران بلند شد، هواپیمای سروان خانی بود؛ یک فانتوم F4 با نام رمز خفاش 1؛ هواپیمایی که آن سال ها برای خودش ابهتی داشت. خفاش یک تقریبا13 دقیقه بعد از پرواز به تهران می رسد؛ «وقتی در نیروی هوایی برای عملیات F4 را صدا می کنند، یعنی شرایطی است که هواپیمایی خارجی وارد مرز ایران شده.

    این خلبان ها همیشه آماده هستند و پنج دقیقه بعد از تماس ما به هوا بلند می شوند.» این را پیروزی می گوید. او خلبان عزیزخانی را در جریان ماجرای شیء عجیب قرار می دهد و از او می خواهد تا شناسایی اش کند.عزیزخانی می گوید: «بله، می بینمش، هواپیماست»؛ نکته ای که گفتنش از دهان یک حرفه ای بعید است.

    مسؤول وقت برج مراقبت فرودگاه مهرآباد که آسمان تهران را مثل کف دستش می شناسد با خود می گوید مگر می شود که جایی در گوشه ای از آسمان تهران هواپیمایی وجود داشته باشد- آن هم بی اجازه برج مراقبت- و او از آن خبر نداشته باشد؛ «به او گفتم این جسمی که ما دیده ایم و مردم هم گزارش کرده اند و هواپیما نیست».

    خفاش 1 به طرف جسم شیرجه می زند تا آن را بترساند اما شئ عجیب هم به سمت شرق می رود تا این تعقیب ادامه پیدا کند؛ تعقیب وگریزی که خلبان عزیزخانی را به تعجب وامی دارد؛ «جسم مورد نظر سرعت خیلی زیادی دارد، با وجود آنکه من با سرعت دوماخ (هر ماخ برابر است با 340 متر برثانیه) می روم به او نمی رسم».

    پیروزی می گوید که این تعقیب حداقل چند نکته را مشخص می کند: «ما فکر می کردیم شیء عجیب 6 هزار پا ارتفاع دارد اما با گزارش خلبان فهیمدیم ارتفاعش خیلی بیشتر از این حرف هاست و اندازه اش به بزرگی یک جمبوجت است.»

    دیده شدن بشقاب پرنده در آسمان تهران +عکس

    یوفو در تهران

    خلبان عزیزخانی اعلام می کند که فاصله اش با جسم زیاد شده و اگر همین طور ادامه دهد از مرز شرقی ایران خارج می شود. به همین دلیل برج مراقبت فکر می کند جسم عجیب فرار کرده و از خلبان می خواهد به سمت تهران برگردد. اینجاست که نخستین گزارش مستند از خارجی و غیر معمول بودن شیء ارائه می شود؛

    «خلبان خفاش 1، همان طور که دور می زده تا به فرودگاه برگردد تایید می کند که مسلما این جسم خارجی است و رنگ های نارنجی و آبی و سبز دارد».پیروزی درباره این رنگ ها هم نظر جالبی دارد و نشان می دهد او خوب هواپیماها را می شناسد و اشتباه نکرده است. او می گوید: «همیشه رنگ آبی را داشت. رنگ هایش جا به جا می شد اما رنگ آبی همیشه ثابت بود.

    ما حدس زدیم این رنگ سوختش باشد». عزیزخانی با خیال راحت در حال بازگشت بود و فکر می کرد ماجرا تمام شده است اما بازی ادامه داشت؛ پیروزی می گوید: «خلبان ناگهان گفت جسم خارجی و دیگر هیچ صدایی نیامد. او تقریبا در 140 مایلی فرودگاه مهرآباد بود»، اما آن شیء مشکوک فرار نکرده بود و فقط می خواست بازی موش و گربه راه بیندازد.

    پرواز چراغ خاموش

    «اول چتر قرمز رنگی بود در شمال تهران و بعد به شکل یک هواپیمای جنگی شد که چراغ های آبی و زرد و نارنجی داشت. با چشم غیر مسلح می دیدم. وقتی اولین بار از روی بالکن دیدمش این شکلی بود». ماجرا آن قدر عجیب بوده که حسین پیروزی به چشم هایش هم اعتماد نکرده، «به بچه های دیگر هم گفتم.

    آنها هم آمدند روی بالکن و همه آن شیء عجیب را دیدیم». مسلما شیئی که آن نورهای عجیبی از خودش پخش می کرده و به طرز عجیبی ساکن ایستاده بوده، نمی توانست هواپیما باشد. پیروزی وقتی اینها را تعریف می کند کاملا هیجان زده می شود. هنوز بعد از سه دهه چشم هایش برق می زند و ادامه می دهد: «من برای اولین بار بود که چنین چیزی می دیدم، نمی خواستم باور کنم.»

    اما به جز کارمندان برج و دو خلبان جنگنده هیچ کس دیگری آن شیء عجیب را ندیده بود؛ حتی هواپیماهایی که در آن ساعت به تهران نزدیک می شدند، حتی وقتی آن شیء دوباره بازگشت. البته همه آنها یک فرکانس عجیب شنیده بودند که در شرایط معمولی وجود ندارد. برای توضیح این مطلب پیروزی مجبور می شود وسط حرف هایش یک پرانتز باز کند و اصطلاحات خلبانی را برای ما توضیح بدهد؛

    «وقتی یک هواپیما سقوط می کند، جعبه سیاه آن به سمتی پرتاب می شود و رادیویی که کنار آن است موج اضطراری منتشر می کند. هواپیماهای تجسس هم این صدا را دنبال و منبع آن را پیدا می کنند.این صدا همان صدایی است که وقتی یک هواپیما در حالت اضطراری باشد روی فرکانس خاصی آن را منتشر می کند؛ چیزی مثل صدای بنگ بنگ».

    بعدها وقتی آنها از هیجان آن شب دور شدند و خوب به ماجرا فکر کردند فهمیدند که چرا به آنکه هیچ هواپیمای دیگر آن شیء را ندیده بود اما همه آنها فرکانس اضطراری دریافت کرده بودند؛ «این جسم خودش را به هواپیماها نشان نمی داد ولی امواجی که از خودش منتشر می کرد باعث به وجود آمدن صدای اضطراری می شد؛

    مثلا یک هواپیمای 303 که این صدا را شنیده بود اعلام می کرد آن را روی هر دو باند UHF و VHF که از هم فاصله دارند دریافت کرده. جالب است که هیچ وقت یک فرکانس روی هر دوباند نمی افتد.»گویا در آن شب دو هواپیمای خطوط هوایی لوفت هانزا و ایر فرانس هم فرکانس عجیب اضطرای ای را دریافت کرده و به برج مراقبت اطلاع داده بودند

    اما جسمی را ندیده بودند. مسؤول وقت برج مراقبت تهران به یاد می آورد که هرچه به هواپیماها جهت آن جسم را نشان داده آنها متوجه آن نشده اند، «من هرچه می گفتم ساعت ده (یعنی سمت راستتان را نگاه کنید) آنها چیزی نمی دیدند، بعداً فهمیدم این جسم دقیقا مقابل هواپیماهایی که به سمت برج می آیند ایستاده است

    و زمانی که هواپیماها می خواستند بپیچند و در مهرآباد فرود بیایند آن شیء عجیب یک مایل آن طرف تر از آنها و در جهت شمال می ایستاد و چراغ هایش را به سمت آنها خاموش می کرد. به همین خاطر آنها آن را نمی دیدند اما فرکانسش را دریافت می کردند.»

    سایه مرگ بر سر خفاش 1

    «شک کردم که شاید این جسم های پرنده عجیب دو یا سه تا باشند. نگرانی ام برای عزیزخانی بیشتر شد و فکر کردم ما به جنگنده های بیشتری احتیاج داریم. شاید یکی از آنها به عزیزخانی حمله کرده باشد و بقیه اینجا باشند.» اما جای نگرانی نبود چون خلبان دوباره ارتباطش را به دست می آورد، «صدای خلبان به گوش رسید و گفت که برای مدتی تمام دستگاه های دفاعی و ناوبری ام را از دست داده بودم

    و فقط موتور داشتم اما الان همه چیز درست شده است.»ماجرا از این قرار بوده که وقتی خفاش یک، دست از تعقیب جسم برداشته و تصمیم به بازگشت می گیرد، شیء ناشناس خودش را بی سروصدا به بالای سر او رسانده و باعث شده ارتباط رادیویی اش با برج مراقبت قطع شود.

    این قطع ارتباط پنج دقیقه ای طول می کشد. ما نمی دانیم در آن پنج دقیقه چه برسر خلبان عزیزخانی آمد اما ظاهرا او که خلبان ماهری بوده خودش را نباخته؛ آن هم در شرایطی که تمام دستگاه های دفاعی اش را از دست داده و فقط موتور هواپیمایش کار می کرده. هیچ کس حاضر نیست خودش را به جای او بگذارد،

    او سایه مرگ را بالای سرش دیده اما باز هم حاضر می شود به آن جسم عجیب که توانسته بود هواپیمایش را تقریبا از کار بیندازد نزدیک شود. پنج دقیقه طول نمی کشد که این جسم دوباره به تهران می رسد؛ سرعتی که پیروزی را به تعجب می اندازد.البته آن شیء از سماجت ما زمینی ها خبر نداشت. چون یک هواپیمای دیگر برای استقبال از آن جسم در راه بود.

    خفاش 2 وارد می شود

    خفاش 2: «عزیزخانی، می شنوید؟»

    خفاش 1: «بله شما؟»

    خفاش 2: «جعفری هستم. موقعیت شما الان کجاست؟»

    لحظاتی قبل از برقراری این ارتباط رادیویی، آلارم پایگاه نوژه دوباره به صدا درآمده بود. اما این بار خلبان با تجربه و ماهرتر برای ماموریت تعقیب یوفو در تهران انتخاب می شود. سرگرد پرویز جعفری در لحظاتی با فانتوم دوم یا خفاش دو به تهران می رسد که برج مراقبت در نگرانی غرق شده و هیچ خبری از خفاش یک نیست.

    سرگرد جعفری موفق می شود با عزیزخانی ارتباط برقرار کند و خفاش یک اعلام می کند در 70 مایلی شرق فرودگاه مهرآباد است. خفاش یک هنوز بیشتر از 100 کیلومتر با تهران فاصله دارد اما جسم نورانی دوباره برگشته و این بار روی کوه بی بی شهربانو بی حرکت و آرام ایستاده است.

    خفاش یک که در یک فاصله طولانی جسم را تعقیب کرده دچار کمبود بنزین شده است. به همین دلیل برج مراقبت به او اعلام می کند می تواند به پایگاه برگردد.دیده شدن بشقاب پرنده در آسمان تهران +عکسخلبان پرویز جعفری

    جعفری بعدها در مستندی که توسط شبکه هیستوری از این واقعه تهیه شد گفت : « من شیء نورانی (که به فرم یک الماس با اضلاع و زوایای درخشنده است) را در موقعیت ساعت 12 قرار دادم و به سمت آن ادامه مسیر دادم ! _ و چیزی که نمیتوانید باور کنید _ شیء در یک لحظه، از ساعت 12 به 2 تغیر مکان داد! فقط در یک چشم به هم زدن!»

    دیده شدن بشقاب پرنده در آسمان تهران +عکستصویری از یک یوفوی الماس شکل که بعدها در کشور پرو دیده شد و بسیار شبیه به همان شیء ناشناس پرنده ایست که خلبان جعفری در آسمان تهران دیده است.

    بر اساس موقعیت دید جعفری این شیء در چشم بر هم زدنی 45 کیلومتر به سمت راست او تغییر جهت داده است.یعنی بیش از 2.700 کیلومتر در دقیقه ؛ افزون بر 162.000 کیلومتر در ساعت ! فراتر از 131 ماخ ! سرعتی که برای هر وسیله ساخت بشر تا امروز نیز دست نیافتی است!

    ثانیه های نورانی

    «وقتی از جلوی برج رد شدند ما همه دیدیم که شیشه های برج لرزید حتی برق فرودگاه برای چند ثانیه قطع شده و بعدها برق منطقه گزارش داد که در آن شب یک پالس دریافت کرده است.» دربرج مراقبت ولوله می شود. پیروزی به خوبی اتفاقات آن شب را به خاطر می آورد؛ «آنها از 500 متری ما رد شدند. ما دیدیم که این جسم مثل یک قایق بود یا مثل کبوتر و کلاغ و.. که با سرعت حرکت می کرد.

    این جسم بالای سر فانتوم بود و چهار نقطه لوزی شکل آبی دور فانتوم روشن بود؛ یعنی یک صفحه لوزی شکل پهن. در همین لحظه صدای خلبان قطع شد».بعدها سرگرد جعفری آن لحظات را این طور تعریف می کند: «وقتی من می خواستم به این جسم نزدیک شوم، او کنار کشیده و بعد مرا دنبال کرد.

    من با سرعتی بیشتر از سرعت صوت در حال حرکت بودم و آن شیء مرا (حول محور طولی هواپیما) دور میزند گویی که در جای ثابت باشد!»«وقتی به باغ های کرج رسیدیم فکر کردم جای مناسبی است و خواستم به آن جسم شلیک کنم». سرگرد جعفری تصمیم گرفته بود سرعتش را کم کند تا جسم از او جلو بیفتد و بعد با شلیک یک موشک کارش را تمام کند؛ «قبل از اینکه من این کار را بکنم او فهمید.

    مثل اینکه به من تله پاتی کرد». سرگرد جعفری چند بار سعی می کند به جسمی که روی کوه بی بی شهربانو ایستاده نزدیک شود؛ هواپیما باید به فاصله چهار یا پنج مایلی هدف می رسیده تا بتواند نشانه گیری کرده و شلیک کند، اما فاصله اش زیاد بوده و هر قدر تلاش می کرده نمی توانسته نزدیک شود.

    «ناگهان از من جلو زد و در 100 متری من ایستاد. روی هدف قفل کردم و دکمه شلیک موشک را فشار دادم». شلیک کردن و سرنگونی آن جسم ناشناخته روی مناطق مسکونی تهران می توانست فاجعه بار باشد برای همین هم سرگرد جعفری تصمیم گرفت این شیء عجیب را روی باغ های کرج منهدم کند.

    جالب اینجاست که سرگرد جعفری هم ابتدا فکر می کرد با یک هواپیما طرف است. ولی عزیزخانی به او می گوید که این طور نیست و اگر به آن نزدیک شود دستگاهایش از کار می افتند. پیروزی می گوید: «عزیزخانی هم مثل من فکر می کرد که آنها دو یا سه تا هستند».

    یک بار وقتی خفاش دو به سمت جسم حمله ور می شود به نظر می رسد که دو فانتوم موفق می شوند آن شیء عجیب را فراری بدهند چون جسم ناگهان از سر راه هواپیمای سرگرد جعفری کنار می رود. اما ناگهان ورق برمی گردد. پیروزی می گوید: «وقتی سرگرد جعفری نزدیک شد آن جسم کنار کشید.

    اما یکباره انگار شکمش باز شد و یک جسم نورانی از آن خارج شد؛ آن قدر نورانی بود که شرق تهران مثل ساعت دو بعد از ظهر حدود دو یا سه ثانیه روشن شد.جعفری گفت: «مهرآباد جسم نورانی 32 درجه هشت مایل و صدایش قطع شد». این جسم نورانی یا همان شیء پرنده دوم که جعفری را تعقیب کرده بود،

    از روی فرودگاه مهرآباد رد می شود. اینجاست که خلبان با تجربه تصمیم می گیرد آن را روی باغ های کرج بزند و به آن شلیک می کند. اما جعفری موفق نمی شود که شیء دوم را نابود کند.خودش در این باره می گوید: «وقتی شلیک کردم دیدم دستگاه هایم خاموش هستند و موشک شلیک نمی شود.

    چراغ های سبز و قرمز هر دو باید روشن باشند تا من قادر به شلیک موشک باشم اما وقتی من به سمت چپ پنل مقابل نگاه کردم، تمام و کمال خاموش بود و هیچ چراغی بر روی پنل تسلیحات روشن نبود.»جعفری بر این باور است که در جریان نبرد ؛ یوفو یک پالس عظیم اکترومغناطیسی به سمت او شلیک کرده است که کلیه سیستم های ناوبری (آلات دقیق)، الکترونیک و کنترل تسلیحات را از کار انداخته است!

    با از کار افتادن تمامی ادوات و ناتوانی از دفاع در برابر این شیء ناشناخته { براساس قانون اکید} جعفری تصمیم میگیرد با خروج اظطراری هواپیما را ترک یا در اصطلاع ایجکت کند. «فکر کردم اگر تا 4-5 مایلی به من نزدیک شود، بیرون خواهیم پرید یعنی شاسی فرار را بزنیم و با صندلی و چتر نجات از هواپیما بپریم بیرون.

    خواستم این کار را بکنم و به بیرون بپرم اما نشد. سیستم اجکت مکانیکی از کار افتاده بود. درآن لحظات ما هیچ ارتباطی نداشتیم و فقط موتور کار می کرد». بعدها وقتی جعفری گزارش خودش را از این واقعه به مقامات وقت ارائه داده بود، شیء عجیب را این طور توصیف کرد: «اگر کوچک ترین کشور جهان یکی از اینها را داشته باشد در عرض دو روز می تواند همه جهان را بگیرد».

    فرود یوفو در تهران!

    «فکر کردم خلبان جعفری سقوط کرده است؛ چرا که هر چه از مهرآباد او را صدا می کردیم جواب نمی داد. ناراحت بودم و فکر می کردم ما موجب مرگ او شده ایم. از یک طرف هم نمی توانستیم بی خیال این اتفاق شویم. چیزی روی آسمان تهران آمده بود و ما باید گزارش می دادیم.»

    پیروزی هیچ نکته ای را از قلم نمی اندازد. در لحظاتی که برج مراقبت در نگرانی غرق شده بود. تنها شنیدن صدای خلبان می توانست آنها را آرام کند، چیزی که دقایقی بعد اتفاق افتاد؛ «خیلی خطرناک است، فکر کنم فقط می خواست از ما زهرچشم بگیرد. اگر لازم نیست دیگر به آن نزدیک نشویم»

    و پیروزی جواب می دهد: «تیمسار می گوید به پروپایش نپیچید چون ممکن است تو را بزند به پایگاه برنگردید و در مهرآباد فرود بیایید». اما جعفری که یک بار به خاطر نور شدید آن شیء پرنده، تقریبا دیدش را برای چند ثانیه از دست داده بود باز هم جرأت می کند و به سمت جسم می رود. او از ارتفاع 15 هزار پایی می بیند جسم دوم کنار جسم اول ایستاده، انگار که دارند با هم صحبت می کنند.

    خلبان جعفری به برج مراقبت گزارش می کند که شیء دوم دوباره وارد جسم اول شد انگار که داخل آن فرود آمد.جعفری می گوید: «این اتفاق بین زمین و آسمان غیر ممکن بود. ممکن است در فضا یک پرنده از فضاپیما جدا شود و دوباره به آن برگردد ولی بین آسمان و زمین به خاطر وجود جاذبه، با تکنولوژی ما امکان نداشت».

    خلبان جعفری قبل از نشستن، دوباره به خودش جرات می دهد و یک دور بالای سر آنها می زند. اینجاست که دوباره نور عجیبی می بیند و به برج مراقبت گزارش می کند که شیء دوم دوباره از اولی خارج شده. اما ساختمان های نیروی هوایی مانع دید برج مراقبت بوده و آنها نمی توانستند خروج دوباره جسم را ببینند.

    پیروزی، مسؤول وقت مراقبت فرودگاه مهرآباد می گوید: «خلبان اعلام کرد الان جسم دوم روی زمین نشسته و آن قدر نور شدیدی دارد که من می توانم سنگ های بیابان را ببینم. من سؤال کردم حدودا کجا نشسته و او جواب داد سه مایل جنوب پالایشگاه در جنوب تهران. جسم اصلی هم بالای سرش دور می زند». سرگرد پرویز جعفری آن صحنه را این طور توصیف می کند: «اندازه اش سه برابر قرص کامل ماه بود».

    بعد از این گزارش تیمسار دستور می دهد که خفاش دو جلو برود شاید اثری روی رادارش ثبت شود. این اتفاق می افتد و رادار فانتوم برای چند لحظه می تواند جسم را ردگیری کند اما او باز هم موفق نمی شود خیلی به آن دو نزدیک شود؛ «نمی توانستم از ده مایلی نزدیک تر بروم. هواپیما لرزش شدیدی می گرفت و دستگاه ها قطع می شد».

    شبح یوفو

    «ما کلانتری و ژاندامری را مامور کردیم که آن ناحیه را بگردند ولی چیزی پیدا نکردند جز آثار سوختگی در محل؛ جایی در بهشت زهرای فعلی که آن موقع در و دیوار نداشت و بیابانی بود که تازگی قبرستان شده بود.» بعد از آن اتفاق جسم دوم دیده نشد. گویا روی زمین مانده بود و کسی پرواز کردن آن را ندید. البته ژاندامری و کلانتری هم چیزی روی زمین پیدا نکردند.

    بنابر گزارش ها برج مهرآباد به مدت دو هفته روزی دو ساعت در زمان های متفاوتی صدای بنگ بنگی که نشان دهنده خطر بود می شنید. در آن دو هفته هواپیماهای زیادی که در حوزه 25 مایلی مهرآباد پرواز کرده بودند این سیگنال عجیب را گزارش کرده بودند. پیروزی می گوید: «نیروی هوایی هم رفت جست و جو کرد و محل پخش انرژی را کندند اما چیزی پیدا نکردند.

    در یک نوار 40 کیلومتری از دوشان تپه در شرق تهران تا رود شور سابق منبع این سینگنال الارم جایش را عوض می کرد. وقتی جایی را می کندند انرژی ضعیف می شد اما چیزی پیدا نمی شد». جسم اول که در دید برج مراقبت بود بنا به گزارش خفاش دو و برج مراقبت شروع به اوج گرفتن می کند

    و هیچ اثری از نزدیک شدن شیء دوم به آن دیده نمی شود. «خلبان گزارش کرد که شیء اول یا بزرگ تر دارد اوج می گیرد. درست می گفت و ما از مهرآباد دیدیم جسم اصلی آن قدر بالا رفت تا ناپدید شد اما ما هیچ وقت نفهمیدیم چه برسر جسم دوم آمد».

    فرود خفاش 2 ؛ ماموران آمریکایی وارد ماجرا می شوند!

    مهرآباد: «دستور دادند شما هر وقت تصمیم گرفتید، می توانید بنشینید و از تعقیب جسم دست بردارید.»

    خفاش 2: «من برای فرود آماده می شوم. صدای شما رو با خرخر می شنوم برج. من نزدیک باند هستم.»

    هنگامی که سرگرد جعفری بر باند فرودگاه مهرآباد به زمین نشست ؛ بی تردید میدانست که او باید به فرماندهان خود در خصوص ماجرای امشب توضیح ارائه کند . آنچه او نمی دانست این بود که تنها فرماندهان نیروی هوایی ایران نیستند که به توضیحات او و ماجرای یوفو در تهران علاقه دارند.

    هنگامی که جعفری بر زمین نشست یک مامور آژانس مرکزی اطلاعات آمریکا (C.I.A) و یک سرهنگ نیروی هوایی ایالات متحده در انتظار استنطاق از او بودند.او ابتدا توسط مقامات عالی رتبه نیروی هوایی ایران مورد استنطاق قرار میگیرد، در حالی که یک سرهنگ نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا USAF و یک مامور ویژه آژانس مرکزی اطلاع آمریکا C.I.A نیز حضور دارند!

    گزارش DIA و بازتاب حادثه

    مدارک مربوط به حادثه یوفو در تهران به خوبی توسط (سازمان اطلاعات دفاعی ایالات متحده آمریکا) موسوم به DIA جمع آوری و تایید شد و نسخه هایی از گزارش آن برای کاخ سفید، ورارت کشور، ستاد مشترک ارتش، سازمان امنیت ملی NSA و سازمان جاسوسی مرکزی آمریکا یا همان CIA ارسال شد.همراه گزارش DIA فرمی وجود داشت که به ارزیابی کیفیت گزارش مربوط می شد.

    در این برگه تایید شده بود که :

    الف) شئ مورد نظر را شاهدان متعددی که در نقاط مختلفی نظیر شمیران مهرآباد و بستر یک دریاچه خشک قرار داشته اند از چشم انداز های متفاوت (زمین و آسمان) دیده اند.

    ب) بسیاری از این شاهدان اشخاص معتبری بوده اند(از جمله یک تیمسار نیروی هوایی.خدمه آموزش دیده پرواز و یک متصدی برج مراقبت.

    ج) مشاهدات بصری توسط رادارها نیز به تایید رسیده اند.

    د) سه فروند هواپیمای دیگر وقوع آثار الکترومغناطیسی مشابهی را گزارش داده اند.

    ت) عده ای از خدمه پرواز دوچار برخی آثار فیزیولوژیک (نظیر مختل شدن دید شب به دلیل شدت درخشش شئ مورد نظر)شده بودند.

    و) قابلیت های رزمایشی مشاهده شده در شئ پرنده ناشناش حالتی خارق العاده داشته.

    اسناد مربوط به گزارش DIA از حادثه یوفو در تهران:دیده شدن بشقاب پرنده در آسمان تهران +عکس

    دیده شدن بشقاب پرنده در آسمان تهران +عکس

    دیده شدن بشقاب پرنده در آسمان تهران +عکس

    چنانچه که مشخص است این حادثه در زمان خود آن گونه که در خور رویدادی با این درجه از اهمیت و اعتبار به نظر می رسد بازتاب عمومی کسترده ای نیافت و تنها معدودی از نشریات نه چندان پرشمار گان به آن اشاره کردند.از جمله نشریه IRAN TIMES چاپ واشنگتن دی سی در شماره اول اکتبر سال 1976 شرح دست

    اولی از حادثه را از زبان ستوان جعفری خلبان دومین جت رهگیر بدان گونه که بر نوار مکالمات واقعی حین تعقیب ضبط شده بود به چاپ رساند:هواپیما با سرعت صوت به سمت تهران پرواز کرد.جعفری گفت که یوفو با مشاهده آمدن او بر سرعت خود افزود .به گفته وی اندازه شئ پرنده ناشناس نصف اندازه ماه کامل (بدن گونه که از زمین دیده می شود)

    بود و از آن پرتو هایی به رنگ بنفش نارنجی و سفید با شدتی در حدود سه براب ر شدت نور مهتاب ساطع می شد.به جعفری دستور داده شد که اگر نمی تواند نزدیک شود به پایگاه برگردد.او دست از تعقیب کشید ولی زمانی که می خواست بازگردد به مسئول کنترل اطلاع داد که شئ پرنده ناشناس تعقیب کنندگان خود را دور زده و اکنون در حال تعقیب آنها است.

    او گفت که در معرض خطر کاهش اجباری ارتفاع قرار دارد(چیزی داره از پشت سر من می آد….فکر می کنم می خواد خودشئ به من بزنه …همین الان از بغل گوشم رد شد).این مقاله همچنین به شرح صحبت های خلبان درباره (یک شئ گرد نورانی با محیطی در حدود 4.5 متر که از یوفو جدا شده است می پردازد.

    در گزارش یاد شده همچنین آمده است که واقعی بودن شئ مذکور قبلا توسط دو تن از خلبانان فانتوم. چندین نفر از مسئولان برج مراقبت و شاهدانی که از روی زمین آن را دیده اند به تایید رسیده است.شاهدانی که از روی زمین شئ مذکور را دیده اند گزارش داده اند که جسمی درخشان به سرعت آسمان را می پیمده است.عده ای هم گزارش داده اند که شیئ تابناک را دیده اند که از آسمان فرو افتاده است.

    همچنین در سال 1978 MIJI QUARTERLY که به صورت یک نشریه ادواری توسط فرماندهی امنیت الکترونیک در سن آنتونیوی تگزاس به چاپ می رسد و به موضوع ویژه جنگ های الکترونیک اختصاص دارد شرحی از ماجرا را که در اصل بر گرفته از همان گزارش DIA است منتشر کرده بود.مقاله مذکور با این عبارت آغاز می شود : هر خلبان گاهی در دوران فعالیت خود ممکن است با وقایع عجیب و نا معمولی مواجه شود

    که هرگز نمی توان آنها را به طور کامل و مناسب با استفاده از منطق یا پژوهش های متعاقب حادثه توضیح داد .مقاله زیر تنها به ذکر مجدد چنین رویدادی بدان گونه که توسط دو تن از خدمه یک فانتوم متعلق به نیروی هوایی ایران در اواخر سال 1976 گزارش شده است می پردازد.

    هیچ گونه اطلاعات یا توضیح بیشتر درباره این حوادث شگفت انگیز در دسترس نیست.این داستان بایگانی خواهد شد و احتمالا به فراموشی سپرده می شود.ولی به موضوع جذاب و احیانا هراس انگیز برای مطالعه بدل خواهد شد.یکی از اسناد مهم دیگری که درباره حادثه یوفو در تهران وجود دارد مربوط به سفارت آمریکا در رباط است

    که در تاریخ 25 سپتامبر 1976 با این عنوان برای وزارت کشور ایالات متحده ارسال شده است: موضوع : درخواست اطلاعات درباره اشیای پرنده ناشناس.این گزارش آشکار ساخت که حدود 3 تا 4 ساعت بعد از وقایع تهران حوالی ساعت 1 تا 2 روز 19 سپتامبر به وقت محلی مراکش شئ پرنده ناشناس با مشابهت بسیار در این کشور مشاهده شده است.

    در گزارش آمده است که پلیس مغرب گزارش های متعددی درباره شیئی که عمدتا در ارتفاع کم و به موازات ساحل اقیانوس اطلس پرواز می کرده دریافت کرده است.این شئ پرنده ناشناس شکلی مدور یا لوله مانند با ظاهری درخشان و نقره ای رنگ داشته است و در حین پرواز رد منقطعی از قطعات و بارقه های درخشان از آن بر جای می ماند.شئ مذکور هیچ صدایی نداشت.

    یکی از کارمندان سفارت که نامی از او در گزارش وجود ندارد اظهار می دارد که خودش این شئ را دیده است که ظاهرا به آهستگی همانند هواپیمایی که آماده فرود می شود در حرکت بوده است . به گفته وی شئ مورد نظردر ابتدا شبیه یک صفحه مدور به نظر می رسید ولی بعد که نزدیکتر شدظاهری شبیه به یک لوله را از خود نشان داد.

    همچنین بعدها مشخص شد که یک ماهواره نظامی آمریکا نیز در همان شب یوفو در تهران را رصد کرده و گزارش این واقعه را ثبت نموده است.ده روز بعد وزیر کشور وقت ایالات متحده هنری کیسینجر در پاسخی که به این گزارش داد خط سیاست رسمی دولت این کشور را درباره اشیای پرنده ناشناس در پیش گرفت.

    کیسینجر ادعا کرد : همان گونه که گزارش کمیته کاندون مشخص کرده است همه اشیای پرنده ناشناس را می توان به عوامل طبیعی نسبت داد و هیچ توجیهی برای برسی های بیشتر وجود ندارد.به گفته وی احتمالا مردم شاهد یک شهاب ثاقب یا بخشی از یک ماهواره در حال متلاشی بوده اند که مدرکی برای ورود آن به جو زمین وجود ندارد.

    سرانجام نامعلوم

    شاید خیلی از تهرانی ها ندانند که آسمان شهرشان 33 سال پیش یک شب پر از هیجان و پر ماجرا را تجربه کرده؛ تجربه ای که یکی از مستند ترین موارد مشاهده یوفو (شیء ناشناخته پرنده) در جهان باشد.حادثه یوفو در تهران به تایید مقامات دولتی وقت و نیروی هوایی رسید.

    به دلیل شرکت در این حادثه هر دو خلبان فانتوم تا مدتی اجازه پرواز نداشتند. گویا آنها آزمایش هایی را پشت سر گذاشتند تا معلوم شود که به مواد رادیو اکتیو آلوده نشده اند.پیروزی می گوید : «هر دو خلبان بعدها به من گفتند گاهی که یک ستاره می بینند، فکر می کنند که آن شیء دوباره برگشته است.

    خود من هم تا 54 ساعت بعد از آن نخوابیدم. هر وقت خوابم می برد خواب آن شیء را می دیدم و از خواب می پریدم. هنوز یادم هست که چگونه بود». پیروزی وقتی به اینجا می رسد طوری به بالا نگاه می کند که انگار هنوز هم آن جسم را می بیند که اوج می گیرد و نورش ضعیف و ضعیف تر می شود.

    اما او هنوز چیزی را که دیده باور دارد و فکر می کند فضایی ها حداقل برای یک بار به زمین آمده اند و او شاهد آن بوده است؛ به خصوص که هنوز هم آخر و عاقبت جسم دو برایش مجهول است.

    گجت نیوز

     


تاريخ : چهارشنبه ٢٧ امرداد ،۱۳٩٥ ساعت: ٩:٤٥ ‎ب.ظ ا نویسنده : علیرضا ا نظرات ()
تگ ها : ایران ، المپیک ، ریو ، عکس



ایبنا - کیانی: ظرفیت نگارش 40‌هزار کتاب درباره اسارت وجود دارد


 

  • ایبنا - کیانی: ظرفیت نگارش 40‌هزار کتاب درباره اسارت وجود دارد
    کیانی: ظرفیت نگارش 40‌هزار کتاب درباره اسارت وجود دارد
    به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) آیین رونمایی از آثار تازه‌نشر انتشارات پیام آزادگان در آستانه سالروز ورود آزادگان به میهن، عصر دوشنبه 25 مرداد 1395 با حضور بیژن کیانی، مدیر مسئول انتشارت پیام آزادگان، فریبرز خوب‌نژاد، جانشین مدیرعامل موسسه فرهنگی انتشاراتی پیام آزادگان و برخی نویسندگان آثار از جمله احمد قشمی، کوروش اسکندری، ابراهیم اعتصام، محمد‌حسین چینی‌پرداز و صفر عبد‌الملکی در سرای کتاب موسسه خانه کتاب برگزار شد.
     
    انتشار آثار قابل اعتنا در حوزه اسارت
    بیژن کیانی، مدیر انتشارت پیام آزادگان در این برنامه گفت: اگر تلاش نکنیم که ابهام‌ها را پاسخ بگوییم، این مساله شامل مرور زمان می‌شود و ظلم بزرگی در حق نسل امروز و نسل آینده است. ما حق نداریم از کنار حوادث ساده عبور کنیم. موضوعی ممکن است برای آزادگان پیش پا افتاده باشد اما برای فردی که 50 سال آینده خواهد آمد آن حادثه عادی، درس آموز خواهد بود.
     
    وی یکی از مهم‌ترین راه‌های انتقال این آموزه‌ها را نوشتار دانست و افزود: کتاب رسانه‌ای قابل دسترس است و می‌توان بار‌ها و بار‌ها بخش مورد علاقه را از آن مرور کرد. بنابراین، در موسسه فرهنگی پیام آزادگان با آن‌که در حوزه انیمیشن و تصویر هم کار‌های خوبی انجام شده است، بر نوشته شدن آثار در حوزه آزادگان تاکید داریم. از سال 1386 تاکنون آثار بسیاری منتشر کرده‌ایم که قابل اعتناست و هنوز هم جای کار وجود دارد. حدود 15‌ هزار ساعت مطلب گردآوری شده است. اعتقاد دارم که از خاطرات 40‌ هزار آزاده می‌توان 40‌ هزار کتاب در حوزه اسارت و آزادگی منتشر کرد.
     
    به گفته این مقام مسئول، هرچند ممکن است به نظر برسد سوژه‌های این خاطرات تکراری است اما به یقین راوی متفاوت می‌تواند همه این آثار را خواندنی کند. اگر نویسندگان اراده کنند اثری در حوزه آزادگان و اسارت بنویسند، در موسسه پیام آزادگان موضو‌ع‌بندی صورت گرفته است و می‌توانند در کوتاه‌ترین زمان مطالب مورد نظر خود را در موضوع‌های متنوع و مختلف بیابند. در حدود 100 موضوع که هر یک زیر موضوع‌هایی دارند، محور‌ها تعیین شده است. فیلمسازان نیز می‌توانند از بانک اطلاعاتی موسسه فرهنگی انتشاراتی پیام آزادگان اطلاعات پایه‌ای خود را بیابند.
     
    کیانی با اشاره به این‌که روند ممیزی کتاب‌ها در موسسه انتشارات پیام آزادگان به درستی انجام می‌شود، گفت: این کار، باعث تسریع روند انتشار کتاب‌های موسسه شده است. برخی آثار موسسه پیام آزادگان برنده جایزه شده‌اند و در آیین‌هایی مورد تجلیل قرار گرفته‌اند. امیدوارم تجربه‌های باشکوه دیروز به خوبی به نسل‌های آینده منتقل شد.
     
    «خانه کتاب» قدردان آزادگان
    فریبرز خوب‌نژاد، قائم مقام موسسه انتشاراتی پیام آزادگان نیز در این برنامه با سپاس از خانه کتاب و سرای اهل قلم در برپایی آیین رونمایی از این آثار گفت: توجه ویژه‌ای که موسسه خانه کتاب به برپایی آیین رونمایی برای آثار حوزه دفاع مقدس و به ویژه آزادگان دارد، نشان می‌دهد که برای این موسسه بر خلاف بسیاری از سازمان‌ها و نهاد‌ها که باید در این عرصه توجه ویژه‌تری نشان دهند، هنوز سالروز گرامیداشت آزادگان و اسیران جنگ تحمیلی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این امر بر سپاسگزاری ما از خانه کتاب می‌افزاید.

    وی ادامه داد: آثار فرهنگی برای کشور باقی خواهد ماند. قلم‌ زدن آزادگان درباره مقاومتشان میراثی برای آیندگان است. موسسه پیام آزادگان بی آن‌که منابعی داشته باشد، شروع به تولید آثار کرد. اکنون بیش از 135 اثر تاکنون منتشر شده است و کتاب‌های بسیاری هم در دست چاپ داریم. برای سال‌های سال که نویسندگان برای نگارش در حوزه اسارت بخواهند بنویسند، آثاری فراهم شده است. ده‌ها ساعت فایل‌های صوتی و تصویری جمع‌‌آوری شد و بخشی از آن در سایت بارگذاری شده است.

    قائم مقام موسسه انتشاراتی پیام آزادگان خود را از آزادگان جنگ تحمیلی معرفی کرد و گفت: متاسفانه فرصت چندانی برای نوشتن ندارم. از نویسندگان آزاده‌ای که خاطراتشان را به قلم آوردند، قدردانی می‌کنم. امیدوارم این مراسم فتح بابی برای همکاری های بیشتر با موسسه خانه کتاب باشد.

    وی با تاثر اظهار کرد: در میان 9 اثری که امروز رونمایی می‌شوند، دو کتاب است که نویسنده آن‌ها دیگر در میان ما نیستند؛ یکی علی نجفی معروف به علی فرعون و نویسنده کتابی به همین نام و دیگری، شهید حسن حسین‌زاده موحد نویسنده کتاب «آبی‌تر از آسمان». امیدوارم بتونیم راه آنان را ادامه دهیم.  
     
    کتابی تقدیم به سردار همدانی
    احمد قشمی، نویسنده کتاب «واگویه‌های سید» با اشاره به سوره مبارکه قلم گفت: خداوند به قلم ونوشتار قسم خورده است. نخست برای آن‌که قلم اهمیت دارد و دیگر برای اهمیت آن چه که نوشته می‌شود. نوشتار را نعمت بسیار بزرگی می‌داند و خیلی عجیب است که از به سطر درآوردن کلمات به این نکته می‌رسیم که پیامبر دارای خلق عظیم است و بصیرت و بینش از همین قلم منتشر می‌شود.
     
    کتابی که من نوشتم با عنوان «واگویه‌های سید» را به سردار سرلشگر شهید همدانی تقدیم کردم. چون یک ماه پیش از شهادت خود به من زنگ زدند و خواستند که نزد من بیایند. از هر دری صحبت کردیم و یک گِله جدی از من داشت و آن این‌که «چرا کتاب اسارت خود را ننوشته‌ای؟» من مشغله‌های کاری خود را بهانه کردم اما قول دادم که بنویسیم. از 9 ماه پیش شروع به نوشتن کردم و اکنون این کتاب منتشر شد.

    وی درباره پیشینه آشنایی خود با سردار همدانی اظهار کرد: افزون براین در کانون جوانان اسلامی که کارهای حمایت از انقلاب را انجام می‌داد، در کنار سردار همدانی حضور داشتم و به انقلاب خدمت می‌کردم.
     
    تردید‌هایی برای «غربت باران»
    کوروش اسکندری، نویسنده «غربت باران» با قدردانی از خبرگزاری کتاب ایران و موسسه خانه کتاب برای برپایی این آیین گفت: قصد داشتم میهمانان زیادی برای این برنامه دعوت کنم اما ترجیح‌ دادم کتابم در فضای غریبانه‌ای رونمایی شود.

    وی درباره میزان استقبال از آثاری که در حوزه اسارت و آزادگی نوشته می‌شوند توضیح داد: من در دوره‌ای مدیر کل آموزش و پرورش بودم و یادداشت‌هایی از دوران اسارت خودم می‌نوشتم. یکی از کارکنان اداره با علاقه‌ خودش این یادداشت‌ها را تایپ کرد اما آن را در کشوی میزم قرار دادم و همواره در انتشار آن تردید داشتم. نمی‌دانستم که این آثار با استقبال مواجه می‌شود یا خیر. الحمد‌لله کتاب «غربت باران» با استقبال مواجه شد.
     
    این آزاده سال‌های جنگ تحمیلی با اشاره به این‌که بحث‌های زیادی در استقبال شدن از آثار حوزه دفاع مقدس وجود دارد، گفت: من در پی مقصر اعلام کردن شخص خاصی نیستم. این نخستین کتاب من نیست. کتاب قبلی من به نام «چهارده یاد از 2755 روز اسارت» سال 1376 برای نوجوانان منتشر شد. اعتقادم این است که پس از اسارت یاران امام حسین (ع) دیگر در تاریخ اسارتی به آن مظلومیت رخ نداد. اسارت ایرانیان در زندان‌های عراق مشابه اسارت یاران امام حسین (ع) بود. داستان آزادگان و اسارت قطعا برگی از تاریخ اسلام است.

    اسکندری یادآور شد: از مرحوم ابوترابی بسیار آموختم. من در ابتدای اسارتم سخنرانی‌های تندی داشتم. مرحوم ابوترابی به من توصیه کردند که تند‌روی نکنم. اسارت به ما آموخت که چه نقشی باید در زمان اسارت ایفا کنیم. آیا باید های و هوی کرد؟ برخی در این کشور این‌گونه می‌اندیشند و گمان نمی‌کنند نوجوانان و جوانان برای بقای کشور نیازمند آموزش و پرورش بهتری هستند.

    وی گفت: کتاب سوم خود را نیز شروع به نوشتن کرده‌ام اما فرصت چندانی برای پرداختن به آن ندارم از این بابت بسیار متاسفم. همیشه امیدوار بودم تا زمانی که به کشور خدمت می‌کنم، چاپ شود. یکی از همکارانم که انسان معتقدی نیست، گفت من کتاب غربت باران را خواندم گریستم. البته این کتاب روایت من نیست. من فقط وسیله‌‌ای بودم برای انتقال برخی مفاهیم و ارزش‌ها. روال زندگی انسان‌ها ادامه می‌یابد و خداوند توفیق اسارت و نوشتن از آن را به من اعطا کرد.
     
    زمین خاکی، دفتر اسیران ایرانی در عراق
    ابراهیم اعتصام، نویسنده «به سمت پرواز» نیز در این برنامه گفت: در کتاب‌ها و خاطرات اشاره شده است که اردوگاه‌های اسارت در عرصه‌های مختلف فرهنگی اقتصادی و ... وجود داشت. در مدت اسارت در زندان‌های عراق قلم و کاغذ پیدا نمی‌شد. حتی افرادی که کار فرهنگی و اعتقادی می‌کردند، شناسایی و تنبیه می‌شدند. آن‌ها می‌دانستند که شعار‌های ما در میدان‌های جنگ چه بود. اجازه کار فرهنگی نمی‌دادند.
     
    وی ادامه داد: زمین خاکی که برای هواخوری می‌رفتیم، زمینه‌ای برای آموزش ما در زمین‌های خاکی بود. سنگ، قلم نوشتن ما بود. با آن که تجمع بیش از دو نفر ممنوع بود، یک نفر معلم و دیگری شاگرد می‌شد. سراسر سال‌های اسارت درس آموز است اما متاسفانه غفلت شده است.
     
    این اسیر زندان‌های عراق با اشاره به سخنان مقام معظم رهبری در سال 1391 گفت: ایشان تاکید داشتند که آثار منتشر شده در حوزه اسارت را بسیار ناچیز دانستند و بر ضرورت نوشته شدن کتاب‌هایی در این باره تاکید کردند. نوشتن این آثار به ویژه برای نسل نوجوان و جوان ضرورت دارد.

    وی درباره شیوه نگارش کتابش توضیح داد: در زندان‌های عراق در فرصتی توانستم زرورق سیگاری را پیدا کنم و قلمی را هم بعد‌ها یافتم. تصمیم گرفتم برای خودم نکته‌ها را یادداشت کنم. این سند اکنون در باغ‌موزه دفاع مقدس ثبت شده است. پس از آمدن، تصمیم گرفتم سرفصل‌ها را توسعه دهم و خاطراتم را ثبت کنم. در کتاب دیگری با نام یاد یاران نیز به خاطراتی درباره اسارت خواهم پرداخت. امیدوارم با جلسه‌هایی که به کوشش موسسه پیام آزادگان برگزار می‌شود بتوانیم دیدار‌های بیشتری با آزادگان داشته باشم و خاطرات نابی را گردآوری کنم.
     
    پیوند «61» با اسیران کربلا
    محمد‌حسین چینی‌پرداز، نویسنده کتاب «61» درباره دلایل نامگذاری کتاب با این نام گفت: من روز نخست فروردین 1361 به اسارت درآمدم. من این نام را از سید شهیدان اهل قلم وام گرفتم شهید آوینی در روایت فتح تصویری از شهدا نشان داد و گفت: «این‌ها بازماندگان 61 عاشورا هستند». وقتی به خودم فکر کردم دیدم من هم در سال 1361 اسیر شدم و واقعه عاشورا نیز در سال 61 هجری رخ داد! به همین دلیل نام کتاب را «61» گذاشتم.
     
    وی یادآور شد: مراحلی هم که در اسارت طی کردیم شبیه واقعه عاشورا بود. ما را در شهر‌ها گرداندند و من به این فکر کردم که این عراقی‌ها همان‌ها هستند و با همان ایدئولوژی رشد کرده‌‌اند. این کتاب را پس از 25 سال بر اساس سفارش مقام معظم رهبری نوشتم. نوشتن این کتاب راهی بود که خداوند پیش روی ما گذاشت. خدا را سپاسگزارم که عاقبت به خیر شدیم. من روایت اسارت خود از زمان اسارت تا هنگامی که به خانه رفتم در «61» نوشته‌ام.
     
    «آخرین تیر» سفرنامه شد
    صفر عبد‌الملکی، نویسنده کتاب «آخرین‌ تیر» در سخنانی گفت: کتابی که نوشتم در شرح رخداد‌هایی است که در زمان اسارت پیش آمد. خداوند نیز در قرآن کریم این سنت را حفظ کرده است. وظیفه داریم که درباره آن‌چه در اسارت رخ داد بنویسیم. هنگامی که اسیر شدم، بسیار خوشحال شدم که پایم را جای پای حضرت زینب (س) گذاشتم. مردم ایران همگی در هشت سال دفاع مقدس اسیر بودند. چرا که مشکلات زیادی را تحمل کردند.

    وی ادامه داد: من در کتاب «آخرین تیر» به سفرهایی پرداختم که با مرحوم ابوترابی به عتبات عالیات رفتم. این کتاب شرح اخلاص و ارادتم به مرحوم ابوترابی است.

    در پایان این مراسم 9 عنوان کتاب با نام‌های آخرین تیر، به سمت پرواز، علی فرعون، غربت باران، من علیرضا متولد آپاتان، واگویه‌های سید، آبی‌تر از آسمان، کتاب «61» و کتاب اسیر شماره 7877(اثری به زبان فرانسوی) رونمایی شد.

     


تاريخ : سه‌شنبه ٢٦ امرداد ،۱۳٩٥ ساعت: ٩:٥٢ ‎ب.ظ ا نویسنده : علیرضا ا نظرات ()
تگ ها : کتاب ، ایبنا ، کتاب خانه ، جشنواره کتاب



متن آهنگ مجازات مسعود سعیدی


 

  • متن آهنگ مجازات مسعود سعیدی

    متن آهنگ مجازات مسعود سعیدی
    Lyrics Music Masoud Saeedi Mojazat

    متن آهنگ مجازات مسعود سعیدی

    ترانه و شعر آهنگ مجازات مسعود سعیدی

    تو هر قدر میخوای عذابم بده محاله از این عشق دلسرد شم
    من این درد و با جونو دل میخرم زمین میخورم تا یه روز مرد شم

    عذابم بده تا که آرومشی من هر دردی باشه به جون میخرم
    واسه اینکه این عشقو ممکن کنم ببین حاضرم از خودم بگذرم

    به حکمی که صادر کنی راضی ام نمیخواد مجازاتمو کم کنی
    اگه عاشقی کار دیوونه هاست نمیخواد منو هرگز آدم کنی

    به حکمی که صادر کنی راضی ام نمیخواد مجازاتمو کم کنی
    اگه عاشقی کار دیوونه هاست نمیخواد منو هرگز آدم کنی

    نمیخواد منو هرگز آدم کنی , نمیخواد منو هرگز آدم کنی

    تکست آهنگ مجازات مسعود سعیدی

    شکنجم کن اما کنارم بمون همین که تو باشی برام کافیه
    چه جوری تصور کنم بی توام نبودت یه کابوسه طولانیه

    تو با اینکه میدونی دیوونتم ولی باز دستامو پس میزنی
    منو تو جهانه خودت غرق کن تویی که تمومه جهان منی

    تویی که تمومه جهان منی , تویی که تمومه جهان منی
    به حکمی که صادر کنی راضی ام نمیخواد مجازاتمو کم کنی

    اگه عاشقی کار دیوونه هاست نمیخواد منو هرگز آدم کنی
    به حکمی که صادر کنی راضی ام نمیخواد مجازاتمو کم کنی

    اگه عاشقی کار دیوونه هاست نمیخواد منو هرگز آدم کنی
    نمیخواد منو هرگز آدم کنی , نمیخواد منو هرگز آدم کنی

    **

    دانلود آهنگ جدید مسعود سعیدی مجازات

    Print Friendly

     


تاريخ : شنبه ٢۳ امرداد ،۱۳٩٥ ساعت: ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ ا نویسنده : علیرضا ا نظرات ()
تگ ها : متن ، آهنگ ، متن آهنگ ، دانلود آهنگ



دانلود آهنگ جدید پدرام شانه ساز اصل مطلب


 

  • دانلود آهنگ جدید پدرام شانه ساز اصل مطلب

    دانلود آهنگ جدید پدرام شانه ساز اصل مطلب

    امروز از رسانه صبا موزیک ، دانلود آهنگ جدید پدرام شانه ساز اصل مطلب با بهترین کیفیت ممکن و لینک مستقیم

    ترانه: مهدی انصاری پور ؛ آهنگسازی و تنظیم: پدرام شانه ساز

    Download New Music By Pedram Shanehsaz Called Asle Matlab Whit Text On Saba-Music

    shane دانلود آهنگ جدید پدرام شانه ساز اصل مطلب

    متن آهنگ پدرام شانه ساز با نام اصل مطلب

    اصل مطلب شاید خاطراتت باشه
    وقتی احساساتم با غمت تنهاشه
    مطمئنم هر روز بغلت میگیره
    مطمئن باش هر روز یه نفر میمیره
    بگو چی شد قلبت واسه من نتپید
    بگو کی تو چشمات بیشتر از من خندید
    مطمئنم هر روز بغلت میگیره
    مطمئن باش هر روز یه نفر میمیره
    صحنه ای که دستات همه دستاشه
    احتمالا باید اصل مطلب باشه
    مطمئنم هر روز بغلت میگیره
    مطمئن باش هر روز یه نفر میمیره

    متن ترانه ، تکست ، شعر و دانلود آهنگ جدید پدرام شانه ساز اصل مطلب

     


تاريخ : سه‌شنبه ۱٩ امرداد ،۱۳٩٥ ساعت: ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ ا نویسنده : علیرضا ا نظرات ()
تگ ها : دانلود ، آهنگ ، آهنگ جدید ، موزیک



شغل:گفتم که پلی با بوی ها یا با بوی ها پلی ها!شایدم ور رفتن به بوی ها؟  !البته این احتمال هم وجود داره که دسمالی کردن اونجا(چه قدر شما منحرفین! Shocked )بوی ها! =))

پاتوق:ایشون کلاسشون در حد لالیگا(شایدم دسته 1 کابل)بالاست بنابر این هر جایی رو پاتقشون نمیکنن!ایشششششششششششششششش! 8->
اما تا اونجایی که اطلاعاته من قد میده! در بعضی مواقع(بخوانید بعد از انجام عملیات!) میره پیشه دکتر سروش(مدرکه دکترا گرفته سروش از دانشگاه 021 
در زمینه وقتی میسوزه جاش یخ بذار جاش !) 
و یـــه لنگه پا,جفـــت پا تو هـــــوا!!!!(تخصص دارن در این زمینه ایشون!)می ایسته تا کاره دکتر سروش تموم بشه یه موقع آقای دکتر جیز(علیش به آمپول میگه جیز!) تجویز کرد نمیترسه و مثه بچه ها بزنه زیره گریه که من مامانمو میخوام! 
=)) محل سکونت:کلوب هواداران پلی بوی در ایران!!! =))



خصوصیاته اخلاقی: روحیه ی لطیف و پروانه ای و رمانتیکی داره(از صداش مشخصه نیازی نیست به مخت فشار بیاری از چپ و راست از بالا و پایین و از وسط به هر طرف!!)!آخی نازی چه بچه گوگوری مگوری ای!(خدا نصیب همه کنه ان شاالله(این بیشتر شبیه نفرین بود تا دعا!)حرف مامانشو همیشه گوش میکنه به موقع میخوابه شب 
قبل خواب مسواک میزنه جیشش هم نکرد اشکال نداره پوشکه بچمون!از نوع پلی بی بی!( Play Bay By ) 
_ورزن جدیده مای بی بی هستش اگه خواستین موجود است انواع سفارشات در سایز و رنگهای مختلف هم پذیرفته میشود!_ 
اینجوری نگاش نکنین علیشه مامانو!مطیعه عینه گوسفند!با وفا عین سگ!دل نازک عین گنجیشگ!دل گنده مثه فیل!خوشگل مثه میمون!(باغ وحش شد!


نام همسر(این ایهام داره به دو معنی!)1-نام زن 2- نام شوهر!!!!(بله چی فکر کردین مگه کم شخصیتیه علیش مامان!) 
1-نام زن:بعلت اینکه اونی رو که باید داشته باشه نداره (والا یکی امتحان کرده بود میگفت نداره!)از دادن زن بهش معذورن!!(بمیرم برا بچم آخی!) 
2-نام شوهر:گفتم قبلا" بهترین دخترا رو سگ هم نمیگیره اما علیش مامان فرق میکنه! :D
خواستگارها صف کشیدن براش پانه در رو کندن از جا! 
...اما... 

متاسفانه علیش قصد ازدواج نداره و میخواد ادامه تحصیل بده تا مقطع تحصیلی سیکل! تازه جهیزیش هم جور نیست.توی این گرونی جهاز از کجا بیاره آخه! شمام یه چیزی میپرونی واسه خودت!؟!(البته میتونه از کمیته پلی بوی وام بگیره!اما بازم کفاف نمیده!حیف حیف!) 
بیوگرافی ما به سر رسید علیش به مطب(دکتر سروش) نرسید! =))=))=))
 

دانلود آهنگ چقدر تنهام از علیشمس و مهدی جهانی

 


تاريخ : دوشنبه ۱۸ امرداد ،۱۳٩٥ ساعت: ۸:٤٦ ‎ق.ظ ا نویسنده : علیرضا ا نظرات ()
تگ ها : موزیک ، بیوگرافی ، آهنگ ، دانلود



فال روزانه : فال امروز 15 مرداد


 

  • فال روزانه : فال امروز 15 مرداد

    فال امروز 15 مرداد – 5 aug

    از صبح تا پایان شب بر شما چه خواهد گذشت؟!…

    فروردین: زمان رسیدن به آرزوهایتان نزدیک شده است؛ شما باید بین نیازهای افراد دیگر و خواسته‌های خودتان تعادل برقرار کنید. این بدین معنی نیست که شما باید در برابر ابراز کردن احساسات خود مقاومت کنید، بروز ندادن احساسات کاری منطقی نیست. در عوض سعی کنید حساسیت بیش از اندازه نداشته باشید، برای اینکه اگر شما به نیازهای افراد دیگر توجه نکنید، ممکن است ناامیدی بی‌اهمیت شما تبدیل به مشکلی اساسی بشود.

    اردیبهشت: ونوس سیاره بخت شما در حالیکه شما را برمی‌انگیزاند که به خاطر رسیدن به رضایت برای خودتان دردسر درست کنید، باعث می‌شود تمام گونه‌های مختلف احساسی را تجربه کنید. اما اکنون شما به این راحتی هم راضی نمی‌شوید، برای اینکه نیازهای شما خیلی شدید و آرزوهایتان خیلی بزرگ هستند. شما با حق‌شناسی نسبت به نعمتهایی که دارید به جای داشتن توقعات بیشتر می‌توانید از موقعیتی که در حال حاضر دارید هم لذت ببرید.

    خرداد: امروز شما می‌توانید یک کاه را به کوهی تبدیل کنید و خودداری کردن از این رفتار برایتان خیلی سخت است، برای اینکه امروز محدوده دیدتان کمی کوچک شده است. زندگی به این پیچیدگی که شما فکر می‌کنید نیست. اما بدون اینکه مانع تحقق پیدا کردن آروزهایتان بشود از تعداد آنها می کاهد. صحبت کردن در مورد شکستهایتان زمانی می‌تواند بهتان کمک کند که از افراد دیگر نخواهید مشکلات شما را حل کنند.

    تیر: شما خیلی عوض شده‌اید و هرچیز کوچکی شما را زود عصبانی می‌کند. شما می‌دانید که قرار است اتفاقی بیفتد اما کاملاً نمی‌دانید که چه حادثه‌ای قرار است اتفاق بیفتد. حتی اگر بدانید که چه چیزی می‌خواهید، راه شما زیاد روشن نیست، برای اینکه نیازهای احساسی شما احتمالاً به طور کامل شما را ارضا نمی‌کنند. به جای اینکه فقط توقعتان را بالاتر برده و بیشتر بخواهید، قدر چیزهایی را که دارید بدانید و به خاطر آنها شکرگزار باشید.

    مرداد: شما امروز برای توازن برقرارکردن بین کار و تفریح انرژی خیلی زیادی صرف کرده‌اید، اما هنوز هم برای اینکه به آرامش برسید کارهای زیادی باید انجام دهید. غرغرکردن به خاطر برنامه‌هایی که دارید باعث خوشحال‌تر شدن شما نمی شود. حتی اگر احساس تنبلی می‌کنید، سریع از جایتان بلند بشوید و به کارهایتان برسید. به جای اینکه درصدد پیدا کردن راه‌هایی برای فرار کردن از زیر بار مسئولیتهایتان باشید، روشهایی برای شاد بودن و لذت بردن پیدا کنید.

    شهریور: امروز شما ناراحت و آشفته‌اید، برای اینکه واضح بیان کردن خواسته هایتان تبدیل به کار خیلی سختی شده است. بخشی از مشکلتان این است که شما می دانید احتمال اینکه دیگران انتظارات شما را برآورده کنند خیلی کم است. باوجود این احتمال دارد زمانی که شما ناخواسته تسلیم ناامیدی می‌شوید توقعاتتان از دیگران نیز بیشتر شود. لازم نیست برای اینکه افراد دیگر با توجه به واکنشهای شما بفهمند که شما کمی هم انعطاف پذیری دارید از خواسته‌های خود بکاهید.

    مهر: امروز ممکن است دوستان و همکارانتان از شما توقع کار بیشتری داشته باشند، اما با وجود این هم هیچ چیز نمی‌تواند تلاشهای بی وقفه شما را متوقف کند. تمایل شما به راضی نگه داشتن دیگران بیش از اندازه شدید است. اگر شما کمتر قول بدهید می‌توانید دیگران را از دردسر نجات بدهید. اگر دست رد به سینه کسی بزنید و او را ناامید کنید بهتر از این است که در آخر کار با یک سری از خواسته‌های غیر معقول مواجه بشوید.

    آبان: شما با برنامه‌های پنهانی آشنا هستید، اما حالا با وجود ماه در دوازدهمین خانه شما مربوط به رازها، بهترین کار این است که هر چیزی را افشا نکنید. اما از تبادل نظر کردن در مورد محرکها و انگیزه‌های خود خودداری نکنید، برای اینکه اگر بخواهید به دیگران نشان بدهید که چه چیزی برایتان از همه چیز مهتر است، این کار آسان‌ترین روش است. شما نسبت به اعتقادات خود خیلی متعصب هستید. حتی اگر افراد دیگر امروز قادر نباشند دیدگاه‌های خود را با شما در میان بگذارند، در نهایت آنها به دیدگاه‌های قدرتمند شما احترام خواهند گذاشت.

    آذر: شما می‌توانید در فعالیتهای گروهی‌تان خیلی خوب فکر کرده و تصمیم گیری کنید. اگرچه ممکن است برنامه‌ریزی‌های شما با برنامه‌هایی که معمولاً مورد قبول افراد گروه قرار می‌گیرد متفاوت باشد، اما شما احساس می‌کنید که با تصمیم‌های گزینشی موفق می شوید. حواستان جمع باشد که خیلی زود تسلیم خواسته‌های دیگران نشوید، وگرنه شما مدیریت کردن گروه با توجه به برنامه‌های سازنده‌تان را از دست خواهید داد.

    دی: امروز شما به سختی می توانید فکرتان را بر روی کارتان متمرکز کنید. و حالا حتی اگر کارهای زیادی برای انجام دادن داشته باشید، تمایل شما به لذت بردن قوی تر از نیازتان به موفقیت است. ماه هماهنگ برج میزان هم اکنون در دهمین خانه شما قرار دارد که این خانه با مسائل کاری شما ارتباط دارد، ولی شما در حال حاضر می خواهید هم کار کنید و هم سرگرمی داشته باشید. ولی عاقلانه ترین کار این است که اول کارهای خود را انجام دهید.

    بهمن: شما احساس می‌کنید که خیلی فوری باید روی مسأله غیر قابل حلی که در روابط دوستی شما حاصل شده است کار کنید. متأسفانه در حال حاضر شما هرچقدر هم که سعی کنید، نمی‌توانید این مسأله غامض را حل کنید. برای همین هم اکنون به شما توصیه می‌شود مدتی آن را به حال خود  رها کرده و تا جایی که می‌توانید به جنبه‌های مثبت فکر کرده و لذت ببرید.

    اسفند: توانایی شما در رها کردن احساسات پیچیده و به روشنی در مورد خود صحبت کردن موهبتی واقعی است. اما این توانایی بعضی اوقات هم می‌تواند به ضررتان تمام شود. برای دنبال کردن تمام راه‌های احساسی وقت کافی وجود ندارد. اگرچه این کار می‌تواند صبر شما را به بوته آزمایش بگذارد، اما باید سعی کنید برای همیشه نکات مبهم را از بین ببرید.


    ADS

     


تاريخ : شنبه ۱٦ امرداد ،۱۳٩٥ ساعت: ٩:٤٠ ‎ب.ظ ا نویسنده : علیرضا ا نظرات ()
تگ ها : المپیک ، ریو ، عکس ، آلامتو



هتلی با طرح غار در ایتالیا+عکس


 

  • هتلی با طرح غار در ایتالیا+عکس

    le-grotte-della-civita-bedroom-M-02-r

    سفر به ایتالیا مطمئناً لذت بخش خواهد بود؛ جاذبه گردشگری آنقدر زیاد است که انتخاب کردن سخت اما اگر می‌خواهید همزمان یک جای دیدنی و محل اقامت داشته باشید بهتر است به این هتل دیدنی بروید.

    در MATERA که یک روستای کوچک شناخته شده در جنوب ایتالیا است یک هتل دار و کار آفرین ایتالیایی-اتریشی به نام Daniele Kihlgren هتلی با فضایی غار مانند و سنتی ساخته است، این هتل که 18 اتاق دارد، بر خلاف ظاهرش و دکوراسیون کمی که داردرتمام نیازی که شما برای چند شب اقامت بسیار راحت و لذت بخش دارید را فراهم می کند.

    این هتل جالب برای افرادی که می خواهند برای مدتی در مکانی متفاوت و خوش آب و هوا زندگی کنند بسیار مناسب است.

    هتل متفاوت ایتالیا LE GROTTE DELLA CIVITA

    هتل متفاوت ایتالیا LE GROTTE DELLA CIVITA

    هتل متفاوت ایتالیا LE GROTTE DELLA CIVITA

    هتل متفاوت ایتالیا LE GROTTE DELLA CIVITA

    هتل متفاوت ایتالیا LE GROTTE DELLA CIVITA


    ADS

     


تاريخ : چهارشنبه ۱۳ امرداد ،۱۳٩٥ ساعت: ٧:٤۸ ‎ق.ظ ا نویسنده : علیرضا ا نظرات ()
تگ ها : فال ، روزانه ، آلامتو ، عکس



بازیگر گمشده انگلیسی صحیح و سالم پیدا شد


 

  • بازیگر گمشده انگلیسی صحیح و سالم پیدا شد

    سه شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۴۶

    بازیگر گمشده انگلیسی صحیح و سالم پیدا شد

    کد مطلب : 112845

    گروه فرهنگی: پلیس ساسکس که هفته پیش اعلام کرده بود درحال جستجوی بازیگر سریال «جنگ فویل» است، اکنون اعلام کرد او صحیح و سالم پیدا شده است.

    روز جمعه اعلام شد هانی ساکل‌ویکز بازیگر ۳۶ ساله انگلیسی ناپدید شده است و آخرین بار در ساعت ۹ شب پنجشنبه دیده شد و از آن زمان تاکنون هیچ خبری از وی نیست.پلیس گفته بود رفتار او در این اواخر خانواده و دوستانش را نگران کرده و به نظر می‌رسید او دچار اضطراب است.پلیس حتی از مردمی که ممکن است از وی خبری داشته باشند خواست تا آنها را در جریان قرار دهند. کیت ویت بازرس پلیس نیز گفت گرچه او زیاد به سفر می‌رود و با لندن ارتباط نزدیکی دارد و خانواده‌اش در ویلشایر ساکن هستند، اما او در این مدت با خانواده‌اش تماسی نداشته است.پلیس با انتشار بیانیه‌ای خواست تا اگر فردی با وی ارتباط دارد او را از این نگرانی که پای پلیس را وارد موضوع کرده، مطلع سازند.با این حال خواهر او اعلام کرد او را صحیح و سالم و یک روز پس از اعلام پلیس دیده است.او که یک فرزند ۴ ساله دارد با مراجعه به پلیس آنها را از سلامت خود مطمئن ساخت.این بازیگر که در نقش‌های مختلف تلویزیون انگلیس بازی کرده بیش از همه برای بازی در نقش سامانتا استوارت در سریال جنگی «جنگ فویل» که از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۰ پخش می‌شد شناخته شده است. این سریال که از ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵ دوباره روی آنتن رفت از تلویزیون ایران نیز پخش می‌شد. این سریال داستان کارآگاهی را پس از جنگ دوم جهانی روایت می‌کند. این سریال را نویسنده و فیلمنامه نویس آنتونی هورویتس خلق کرد و پس از سریال «سربازرس مورس» روی آنتن رفت.

    ۰

    داغ کنید



     


تاريخ : چهارشنبه ۱۳ امرداد ،۱۳٩٥ ساعت: ۱:٠٠ ‎ق.ظ ا نویسنده : علیرضا ا نظرات ()
تگ ها : دولت ، سیاست ، ورزش ، بهار



تصاویر موز و هندوانه در زمان های قدیم


 

  • تصاویر موز و هندوانه در زمان های قدیم

    تصاویر موز و هندوانه در زمان های قدیم

    تصاویر موز و هندوانه در زمان های قدیم 

    همه موجودات روی زمین طی دوران و گذشت زمان تغییر کرده اند.حتی میوه ها.در این مطلب هم تغییرات موز و هندوانه را در طول زمان می بینیم. میوه‌های آشنایی که می‌شناسیم همیشه به همین شکل بوده‌اند؟ کمی تحقیق نشان می‌دهد که شکل و شمایل میوه‌ها در طول زمین بسیار تغییر کرده است.

    از موز گرفته تا بادمجان،‌ مواد غذایی زیادی وجود دارند که در ابتدا به آنچه امروز از آنها می‌شناسیم هیچ شباهتی نداشته‌اند،‌ درواقع برخی از محصولات کشاورزی پیش از اینکه انسان کشت آنها را آغاز کند،‌ چهره‌ای کاملا متفاوت داشته‌اند.

    به عنوان نمونه در نقاشی‌ جیوانی استانچی متعلق به قرن 17، هندوانه برش خورده‌ای دیده می‌شود که نسبت به هندوانه‌های مدرن بسیار متفاوت است. برش عرضی هندوانه‌ای که در نقاشی که در سال‌های 1645 تا 1672 خلق شده، دیده می‌شود، الگوهای مارپیچی در میان تقسیم‌بندی 6تایی مثلثی شکل دیده می‌شوند.

    اما به مرور زمان هندوانه‌ها به میوه‌هایی سرخ با درونی یکدست و آبدار تبدیل شدند. بسیاری براین باورند هندوانه‌ای که در نقاشی دیده می‌شود نرسیده و کال است،‌اما دانه‌های سیاهی که در نقاشی دیده می‌شوند،‌خلاف این تصور را ثابت می‌کند.
    تصاویر موز و هندوانه در زمان های قدیماولین موزها در جهان درحدود هفت هزار سال تا 10 هزار پیش در منطقه‌ای که امروز به نام پاپوآ گینه نو شناخته می‌شود،‌ کشت شده‌اند. این میوه‌ها در جنوب شرق آسیا نیز رشد می‌کرده‌اند.

    موزهای مدرن حاصل کشت دو نوع موز وحشی موزا آکومیناتا و موزا بالبیزیانا هستند،‌ میوه‌هایی سیب‌زمینی‌شکل با دانه‌هایی بزرگ و سخت. اما موزهای مدرن و خوشمزه امروزی به جز تفاوت در شکل، از دانه‌های کوچک‌تر طعم‌ بهتر و مواد مغذی بیشتری برخوردارند.
    تصاویر موز و هندوانه در زمان های قدیمبادمجان‌ها در طول تاریخ از تنوع شکل و رنگ زیادی برخوردار بوده‌اند، این گیاه در رنگ‌های سفید، بنفش، لاجوردی و زرد وجود داشته‌است.

    تعدادی از بادمجان‌های اولیه در چین کشت داده می‌شدند. نمونه‌های اولیه این گیاه در منطقه‌ای که ساقه آن به گل‌ها متصل می‌شد دارای برآمدگی بودند. اما پرورش گزینشی باعث شده تا ساقه بادمجان حذف شده و ابعاد آن بزرگتر شود و به سبزی بنفش‌رنگی تبدیل شود که امروز در تمامی فروشگاه‌ها در اختیار خریداران قرار دارد.
    تصاویر موز و هندوانه در زمان های قدیم

     


تاريخ : دوشنبه ۱۱ امرداد ،۱۳٩٥ ساعت: ٩:٥٤ ‎ب.ظ ا نویسنده : علیرضا ا نظرات ()
تگ ها : بازیگران ، عکس ، تصاویر ، ایسنتاگرام



مدل لباس زنانه دولچه اند گابانا 2016


 

  • مدل لباس زنانه دولچه اند گابانا 2016

    مدل لباس زنانه دولچه اند گابانا 2016

    مدل لباس زنانه دولچه اند گابانا 2016 

    دولچه اند گابانا یکی از برترین های لباس در دنیا است و تمام مردم برای این برند احترام قائل هستند.برای شما کلکسیون لباس های این برند را به نمایش گذاشته ایم. 

    دومنیکو دولچه و استفانو گابانا با طراحی کلکسیون جدیدی برای امسال با الهام از داستان های پریان و پرنسس ها، رویاهای هر دختر و خانمی را تحقق بخشیده اند.

    فشن شوی این کلکسیون که ملهم از پرنسس ها و دنیای فانتزی آنها، چه جدید و چه قدیمی، بود، شعاری با عنوان «فانتزی افسانه ای» داشت که در قالبی معاصر پیاده شده بود.

    پرنسس امروزی در قلعه خود منتظر شاهزاده ای با اسب سفید نمی نشیند تا برای نجاتش سر برسد، بلکه وارد دنیای بیرونی می شود و خودش به دنبال شاهزاده اش می گردد.

    بنابراین پیراهن های ملهم از قصه های افسانه ای روی سکوی فشن خودی نشان می دهند و دو تکه های ملهم از لباس شاهزاده ها جداگانه خودنمایی می کند.

    کفش های کریستالی در تضاد با بوت های غیرخانمانه قرار می گیرند و کیف دستی های کوچک زنانه با کیف های بزرگ شبه چمدان جا عوض می کنند. تکه دوزی های روی لباس ها موتیف های گوناگونی دارند و اکسسوارها هر کدام قصه ای برای گفتن دارند.

    کلکسیون پوشاک زنانه «دولچه و گابانا» (Dolce and Gabbana) برای فصل پائیز و زمستان سال 2016-2017 را در زیر مشاهده می نمایید.

    مدل لباس زنانه دولچه اند گابانا 2016

    دولچه اند گابانا

    مدل لباس زنانه دولچه اند گابانا 2016

    مدل لباس زنانه دولچه اند گابانا 2016

    مدل لباس زنانه دولچه اند گابانا 2016

    مدل لباس زنانه دولچه اند گابانا 2016

    مدل لباس زنانه دولچه اند گابانا 2016

    مدل لباس زنانه دولچه اند گابانا 2016

    مدل لباس زنانه دولچه اند گابانا 2016

    مدل لباس زنانه دولچه اند گابانا 2016

    مدل لباس زنانه دولچه اند گابانا 2016

    مدل لباس زنانه دولچه اند گابانا 2016

    مدل لباس زنانه دولچه اند گابانا 2016

    مدل لباس زنانه دولچه اند گابانا 2016

    مدل لباس زنانه دولچه اند گابانا 2016

    مدل لباس زنانه دولچه اند گابانا 2016

    مدل لباس زنانه دولچه اند گابانا 2016

    مدل لباس زنانه دولچه اند گابانا 2016

    مدل لباس زنانه دولچه اند گابانا 2016

     


تاريخ : شنبه ٩ امرداد ،۱۳٩٥ ساعت: ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ ا نویسنده : علیرضا ا نظرات ()
تگ ها : پارس ، ناز ، پارس ناز ، عکس



دزدها منتظر فرصتند!


 

  • دزدها منتظر فرصتند!
    حمله هکرها به حساب‌های شخصی شبکه‌های اجتماعی اخیرا بسیار مرسوم شده و حتی مدیران این شبکه‌ها و غول‌های فناوری نیز از این حملات مصون نمانده‌اند. اما گاهی علاوه بر هکرهای ماهر که راه‌های مختلفی از جمله آزمایش کلمه‌های عبور ساده و قابل حدس یا دسترسی از طریق سایر شبکه‌های اجتماعی لینک‌شده را برای نفوذ انتخاب می‌کنند، اشتباهات مهلک و بی‌احتیاطی کاربران هم در این نفوذ بی‌تاثیر نیست.

    مرکز مدیریت امداد و هماهنگی عملیات رخدادهای رایانه‌ای (ماهر) مطالبی را درباره «امنیت اطلاعات زمینه‌ای» منتشر کرده و از این طریق از کاربران می‌خواهد تا با رعایت مسائل امنیتی، مانع از نفوذ سودجویان به اطلاعاتی شود که در اغلب موارد نقشی حیاتی داشته و دسترسی به آنها گاه خسارات جبران‌ناپذیری وارد می‌کند.

    اطلاعاتی وجود دارد که اگر در اختیار افراد غریبه قرار گیرد، می‌تواند زمینه سوءاستفاده را فراهم کند و گاهی پیش‌ می‌آید که این اطلاعات به اشتباه توسط خود شخص فاش می‌شود.

    امروزه اکثر تلفن‌های همراه، تبلت‌ها و دوربین‌های عکاسی مجهز به دستگاه موقعیت‌یاب هستند و می‌توانند در کنار هر فایل یا هر پیام موقعیت فعلی شما را ذخیره‌سازی کنند. بنابراین اطلاعات مکانی از جمله اطلاعاتی هستند که علی‌رغم آگاه‌سازی دوستان از مکان افراد، در صورت عمومی بودن می‌تواند سایرین را نیز از این جزئیات مطلع کند.

    تصاویر و فایل‌ها نیز از مهم‌ترین اطلاعات شخصی هستند و از آنجا که تقریبا همه افراد آلبومی از تصاویر و فیلم‌های خانوادگی و شخصی در تلفن همراه یا تبلت خود دارند، این فایل‌ها ممکن است در کنار پیام‌ها برای دیگران ارسال شود.

    همچنین دفترچه تلفن از امکاناتی است که همه ما از آن استفاده می‌کنیم. اطلاعات تماس افراد از جمله نام، شماره تماس و آدرس خانواده و دوستان در تلفن همراه شما ذخیره شده و ممکن است با هر پیامی که ارسال می‌کنید، بخشی از آن‌ها نیز ارسال شده و این اطلاعات بی‌اختیار در دسترسی دیگران قرار گیرد.

    باید توجه داشت دستگاه‌هایی نظیر تلفن همراه، اطلاعاتی را در خود ذخیره می‌کنند که می‌تواند بیانگر وضعیت دستگاه و تنظیمات سیستم افراد باشد؛ مانند شماره سیم‌کارت و مدل تلفن همراه که می‌توانند در کنار پیام‌ها ارسال شوند. ممکن است برخی افراد از این اطلاعات در جهت رسیدن به اهداف خود استفاده کنند.

    احتیاط کنید! خطر در کمین است

    گاهی برخی رفتارها و عادات در شبکه‌های اجتماعی که به نظر می‌رسد بسیار ساده‌اند، ممکن است منشاء در اختیار قرار دادن اطلاعات شخصی مهم به افراد سودجو باشد. به اشتراک گذاشتن مکان در شبکه‌های اجتماعی یا نشان دادن دارایی‌ها در تصاویر به اشتراک‌گذاشته‌شده از جمله این رفتارها هستند.

    باید توجه داشته باشید اگر همواره در حال استفاده از شبکه‌های اجتماعی باشید و در کنار هر پیام،‌ مکان خود را نیز ارسال کنید، غریبه‌های حاضر در شبکه نیز می‌توانند محل زندگی، کار و رفت و ‌آمد شما را شناسایی کنند؛ بنابراین رفتار شما معمولا قابل شناسایی است.

    همچنین هنگامی که تصویر یا توضیحی از خودرو یا لوازم منزل خود را در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کنید، به همه حاضران در شبکه اعلام می‌کنید که این اموال در محل زندگی یا کار شما قرار دارند و درواقع دارایی‌های خود را در معرض دید سایرین قرار می‌دهید.

    گاهی نیز در شبکه‌های اجتماعی پیام‌ها یا تصاویری از خود منتشر می‌کنید که نشان می‌دهد در مسافرت و یا طبیعت‌گردی به سر می‌برید و درواقع مکان فعلی شما قابل شناسایی است، که البته همین عدم حضور شما در خانه می‌تواند برای کسانی که سوء استفاده می‌کنند کافی باشد.

    بنابراین هر کسی که در شبکه اجتماعی پیام‌های شما را دنبال کند، می‌تواند با کنار هم گذاشتن این اطلاعات متوجه شود که الان در منزل یا محل کار شما، چه اموالی وجود دارد و شما هم الان آنجا نیستید و در نهایت می‌تواند از روی اطلاعاتی که خودتان منتشر کردید به آسانی نقشه یک سرقت را طرح نماید. بدین ترتیب است که گویی خودتان دزد را دعوت کرده‌اید.

    همین حالا از خود محافظت کنید

    اگر از تلفن‌های همراه هوشمند استفاده می‌کنید، شما هم در معرض خطراتی که ذکر شد هستید! بنابراین چند ثانیه تامل کنید و همین حالا با ورود به منوی تنظیمات تلفن همراهتان، دسترسی نرم‌افزارها به اطلاعات مکانی خود را محدود کنید تا خطرات ناشی از افشای مکانتان برای عموم را کاهش دهید. هنوز هم برای جلوگیری از خطر دیر نیست.

     


تاريخ : چهارشنبه ٦ امرداد ،۱۳٩٥ ساعت: ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ ا نویسنده : علیرضا ا نظرات ()
تگ ها : تصاویر ، خبری ، سیاسی ، دولت



کریس رونالدو و ساخت هتل در زادگاهش +عکس


 

  • کریس رونالدو و ساخت هتل در زادگاهش +عکس

    کریس رونالدو و ساخت هتل در زادگاهش +عکس

    کریس رونالدو و ساخت هتل در زادگاهش +عکس

    کریس رونالدو که اهل کشور پرتغال است در کشورش مشغول به هتل سازی شده و اخیرا چهارمین هتل خود را هم افتتاح کرد. او یکی از ثروتمند ترین و محبوب ترین بازیکنان جهان است. کریس رونالدوی پرتغالی تبار ، عضو تیم رئال مادرید است. یادش بخیر زمانیکه در پست فوروارد تیم منچستر همراه با رونی و توز بازی میکرد، دل همه ی انگلیسی ها را برده بود.

    این انتقال او از منچستر به رئال با قیمتی نجومی در حدود 131 میلیون دلار، او را به گران ترین بازیکن جهان تبدیل کرد. حالا از این حرفا بگذریم، رونالدو چهرمین هتلش را در محل زندگیش یعنی مادیرا افتتاح کرد.
    کریس رونالدو و ساخت هتل در زادگاهش +عکسروز گذشته کریستیانو رونالدو یکی از 4 هتل خود را در محل تولدش مادیرا و منطقه فونچال افتتاح کرد.

    همکاری او با PESTANA GROUP(کمپانی بزرگ امریکایی)، منجر به ساخت 4 هتل شده و هتل بعدی رونالدو قرار است در شهر لیسبون افتتاح شود. هزینه ساخت این 4 هتل نیز 75 میلیونی یورو برآورد شده است.

    کریس رونالدو و ساخت هتل در زادگاهش +عکس

    هتل رونالدو

    کریس رونالدو و ساخت هتل در زادگاهش +عکس

    کریس رونالدو و ساخت هتل در زادگاهش +عکس

    کریس رونالدو و ساخت هتل در زادگاهش +عکس

    کریس رونالدو و ساخت هتل در زادگاهش +عکس

    کریس رونالدو و ساخت هتل در زادگاهش +عکس

    کریس رونالدو و ساخت هتل در زادگاهش +عکس

    کریس رونالدو و ساخت هتل در زادگاهش +عکس

    کریس رونالدو و ساخت هتل در زادگاهش +عکس

    کریس رونالدو و ساخت هتل در زادگاهش +عکس

     


تاريخ : سه‌شنبه ٥ امرداد ،۱۳٩٥ ساعت: ۸:٢٦ ‎ب.ظ ا نویسنده : علیرضا ا نظرات ()
تگ ها : مطالب ، عکس ، تصاویر ، پارس



پیشنهاد حذف شرط هیات علمی در دانشگاه فنی و حرفه‌ای به وزارت علوم


 

  • پیشنهاد حذف شرط هیات علمی در دانشگاه فنی و حرفه‌ای به وزارت علوم
    شفیعی رییس دانشگاه فنی و حرفه‌ای در گفت و گو با باشگاه خبرنگاران با اشاره به تبدیل شدن آموزشکده‌های این دانشگاه به دانشکده اظهار داشت: طبق قوانین مصوب، آموزشکده‌های دانشگاه فنی و حرفه‌ای باید 3 شرط، از جمله دارا بودن اعضای هیات علمی، وجود چندین رشته و تجهیزات لازم برای تبدیل به دانشکده را داشته باشند.

    وی ادامه داد: دانشگاه فنی و حرفه‌ای به وزارت علوم پیشنهاد داده شرط دارا بودن اعضای هیات علمی را حذف کند ولی با تمام این صحبت ها هم اکنون حدود 50 آموزشکده شرایط تبدیل شدن به دانشکده را دارا هستند.

    رییس دانشگاه فنی و حرفه‌ای یادآور شد: در راستای ساماندهی مراکز آموزش عالی در وزارت علوم دانشگاه فنی و حرفه‌ای قدم‌های اولیه برای ساماندهی مراکز خود را آغاز کرده است.
    شفیعی عنوان کرد: همه مراکزی که در یک استان قرار دارند زیر مجموعه یک مرکز مادر قرارگرفته که به این ترتیب تمام این مراکز به صورت یک مرکز واحد دیده می شوند.

     


تاريخ : دوشنبه ٤ امرداد ،۱۳٩٥ ساعت: ٧:٠٧ ‎ق.ظ ا نویسنده : علیرضا ا نظرات ()
تگ ها : میگنا ، سلامت ، پزشکی ، بیماری



متن آهنگ فقط اینبار محمد چناری


 

  • متن آهنگ فقط اینبار محمد چناری

    متن آهنگ فقط اینبار محمد چناری

    Lyrics Music Mohammad Chenari Faghat In Baar

    متن آهنگ فقط اینبار محمد چناری

    ترانه و شعر آهنگ فقط اینبار محمد چناری

    دیدم چشماتو فهمیدم من با تو خوشبختم دیدم دنیاتو فهمیدم رویاتو خوشبختم

    منو تو یه حسی تو دلمون داریم مثه آتیشه نمیخوام یه روزی حسه بینه منو تو عادیشه

    چشات میدونن چقدر تو رو میخوام من یه سایه ام پشته سرت میام

    تکست آهنگ فقط اینبار محمد چناری

    فقط منو ببین فقط منو بخواه کنار من بشین فقط همین یه بار

    فقط منو ببین فقط منو بخواه کنار من بشین فقط همین یه بار

    منو تو یه حسی تو دلمون داریم مثه آتیشه

    چشات میدونن چقدر تو رو میخوام , پشته سرت میام

    منو تو یه حسی تو دلمون داریم مثه آتیشه نمیخوام یه روزی حسه بینه منو تو عادیشه

    چشات میدونن چقدر تو رو میخوام من یه سایه ام پشته سرت میام

    **

    دانلود آهنگ جدید محمد چناری فقط اینبار

    Print Friendly

     


تاريخ : جمعه ۱ امرداد ،۱۳٩٥ ساعت: ۸:۱۳ ‎ق.ظ ا نویسنده : علیرضا ا نظرات ()
تگ ها : متن ، متن آهنگ ، آهنگ جدید ، دانلود آهنگ


پيوندهای روزانه
امکانات وب